دلسا جوندلسا جون، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

هدیه خدایی من

دومین سالی که دنیایم را زیباتر کردی(تولد 2 سالگی)

1394/6/3 16:04
نویسنده : مامی
4,196 بازدید
اشتراک گذاری

دخترک مو فرفری من :

 

الان که مینویسم دو سال از آمدنت به زندگیمان می گذرد

 

2 سال که من مادر شدم و این مادر شدن را مدیون وجود نازنین تو میدانم

 

عروسکم:

انگار همین دیروز بود که برای اولین بار صورت نازنینت را دیدم

 

انگار همین دیروز بود که برای اولین بار ذستان کوچک و ظریفت را لمس کردم

 

انگار همین دیروز بود که با صدای اولین گریه ات زندگیم را آهنگین کردی

 

و انگار همین دیروز بود ....

 

باورم نمی شود چه زود گذشت ....

 

خدای من: تو را سپاس بخاطر تمام لطفهای بی کرانت ،

 

تو را سپاس بخاطر این فرشته کوچک که اجازه دادی از آسمان ها

 

فرود بیاید و زمینی شود و بشود همه زندگی من و همسرم...

 

زیبای من:

در این دوسال که گذشت من و پدرت با گریه هایت گریه کردیم و

 

خنده هایت  را خندیدیم ،

 

تو آمدی و شدی همه زندگیمان ،تو آمدی و شدی عشق کوچولوی

 

همه روزهایمان...

 

ممنونیم از بودنت در کنارمان ... تولدت مبارکککککککک

دلسایم:

 

در تاریخ 16 مردادماه 1394 ساعت 7 تولدت را جشن گرفتیم

 

البته تدارکات تولدت را تقریبا از دو ماه قبل انجام دادم هر چند که تم

 

تولدت رو از یه سال قبل در نظر داشتم...

 

برای تولد 2 سالگیت تم عروسک لالالوپسی رو در نظر گرفتم

 

چون هم قشنگ و تک بود و هم خودت خیلی این عروسک رو دوست داشتی

 

و چون تم تولد پارسالت رنگ صورتی بود امسال رنگ قرمز رو انتخاب کردم

 

یعنی لالالوپسی با زمینه قرمز. رنگ لباس و کفشهات رو هم قرمز انتخاب کردم

 

و البته لباست رو با لباس خودم ست کردم عزیزکم. و یه تاج گل سفید قرمز

 

هم برات و برای خودم انتخاب کردم که با هم ست باشیم چشمک بوس چشمک

 

تا این که روز جمعه ساعت 7 به شکرانه آمدنت جشنی بر پا کردیم

 

بعضی از کارهای تم تولدت رو خودم انجام دادم و بعضی دیگه رو

 

موسسه جشن آذین انجام داد که واقعا ازشون متشکرم.

کارت دعوت مهمونهای عزیز رو  هم از چند روز قبل دادم .

 

حدودا دو هفته قبل از تولدت هم به آتلیه رفتیم و چند تا عکس ازت گرفتیم.

 

از صبح روز جمعه هم که تزیینات رو همراه بابا مانی انجام دادیم

 

تا اینکه ساعت 7 مهمونهای عزیز کم کم اومدن .البته امسال بر عکس

 

تولد 1 سالگیت که خانم ها و آقایون بودن ، فقط خانومها رو دعوت کردیم

 

بعد از پذیرایی رقص و پایکوبی شروع شد و تو هم گاه گاهی میومدی وسط

 

و ما رو همراهی میکردی و البته بیشتر اوقات هم تو اتاقت بودی و با بچه ها

 

مشغول بازی کردن...چشمک

خلاصه بعد از شادی و پایکوبی کلیپ عکسهاتو که خاله سلی درست

 

کرده بود با آهنگ دختر حمید طالب زاده که خودت خیلی دوست داری

 

پخش کردیم

و بعد هم نوبت کیک رسید که با کلی خواهش شما راضی شدی که

 

بیای و شمع 2 تولدت رو فوت کنی. البته قبلش هم فشفشه ها روشن شد

 

که فنچولک من کلی میترسید و همش میگفت آتیش نه...

 

بعد هم نوبت کادو ها و شام شد که دخترکم از دیدن کادوهاش کلی

 

ذوق زده میشد و دیگه کاری به بقیه نداشت و حتی نمیومد عکس بگیره باهامون

 

اینجوری بود که یه شب زیبا همراه مهمونای عزیز به پایان رسید و گل دخترم

 

تا چند روز بعد تولدش همش میگفت من دو ساله شدم و کلی ذوق میزد

 

حالا عکسها:

 

کارت دعوت با تم لالالوپسی

 

 

تاج لالالوپسی

 

 

 

این بادکنک های قرمز که به شکل گل هستن 4 تا بودن که لحظاتی

 

بعد از تولد 2 تا از گلهاش ترکید و فقط 2 تا باقی موند خندونک خسته

 

 

کیک تولد عشقم به شکل عروسک لالالوپسی

 

 

 

کارتهایی که برای تشکر مهمونها تدارک دیده بودم با عکس دردونه م

 

 

این هم happy birthday delsa که به صورت مگنت بود و روی یخچال چسبونده بودمچشمک

 

 

قند عسلم در حال فکر کردن به کیک تولدش

 

 

این دوچرخه و سرسره هم کادوی مامان سیما و بابا مانی بود به گل دخترمون

 

 

البته سرسره چند روز قبل از تولدت لو رفت چون بزرگ بود

 

و نتونستیم ازت پنهانش کنیم غمگین چشمک خندونک

 

 

این هم تزیین بیرونی در ورودی خونمون

 

 

و اینم شام و دسر که سالادالویه و اسنک و فینگر فود کوکو بود و دسر پان و

مشکوفی و کاسترد

 


و اینچنین بود که دخترک رویاهای من 2 ساله شد و فصلی جدید

 

از زندگیش را آغاز کرد...

 

البته ناگفته نمونه که درست 2 روز مونده به تولد 2 سالگیت

 

تونستی کاملا با پوشک خدافظی کنی و این کارت خیلی ما رو ذوق زده کرد

 

چون همه میگفتن هنوز زوده ولی تو اینقدر باهوشی که کارها رو خیلی زود

 

یاد میگیری و ثابت کردی که دیگه خانوم شدی عزیزکم

 

راستی در 2 سالگی وزنت 16 و 200 گرم و قدت هم 93 بود خوشگل خانومم

 

ماه من  در آخر برایت آرزو میکنم هیچ گاه با چشمهای مهربانت نامهربانی های روزگار

 

را نبینی و  همیشه و همیشه در زندگی موفق و شاد و سلامت باشی ...

 

                                                                                دوست دارت :مامان و بابا

پسندها (6)

نظرات (8)

مامان باران
4 شهریور 94 8:19
به به چه دختر خوشگلی به به چه مامان مهربونی... مامان درسا حسابی زحمت کشیدی... دستت دردنکنه خوش به حال درسا که ی همچین مامانی داره ... باعث افتخاره که شما از وب دختر من هم دیدن کنید...
مریم مامی آرین
6 شهریور 94 2:09
تولدت مبارک دلسا خانومی دست مامان سیما درد نکنه حسابی زحمت کشیده تا این تولد خوشکل رو واسه دلساجوونی گرفته
سارا
8 شهریور 94 13:41
مامان سيما صد نه هزار هم نه ميليون ها و ميلياردها آفرين بسيار بسيار زيبا و با سليقه و هنرمندانه و ............. همه چيز عالي بود مبارك باشه تولد دلساي نازنين مبارك باشه اميدوارم زير سايه شما با سلامتي و آرامش زندگي كنه و شاهد موفقيت هاي بيشمارش باشي اميدوارم هميشه تو خونتون جشن و سرور تنتون سالم و كنار هم خوشبخبت و سعادتمند باشين
مامان مرجان
12 شهریور 94 10:54
سلام عزیز خاله تولدت مبارک باشه مامانیش دست شما هم درد نکنه انشاا... همیشه شاد و سلامت باشی
هما
18 شهریور 94 21:09
الهی بگردم این دلسای عسل تولدش هزاران بار مبارک ایشالله هر سال زیر سایه مامان و باباش شمع تولدش فوت کنه یه دست مریزاد حسابی هم به مامان خانمبا سلیقه با این تدارکات و تم خوشگل بوووووس
مهسا مامی رها
11 مهر 94 16:29
تولدت مبارک خوشکل خانووم آفرین به این مامان باسلیقه..
مامان ناهید
28 مهر 94 22:39
تولدت مبارک دلسا جون ایشالله شمع های 120 سالگیت رو فوت کنی عزیزم واست بهترین ها رو آرزو دارم
عاطفـه
30 مهر 94 15:11
عآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآلی بوت!